تبلیغات
باغبانی89 - مطالب ابر طنز
تو هرگز تنها نخواهی ماند...

دنی

نویسنده :محمد شاهدی
تاریخ:چهارشنبه یکم تیرماه سال 1390-02:04 ب.ظ

کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. دنی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟

دنی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده .

نامه شماره یک

سلام خدای عزیز اسم من دنی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی .          دوستار تو  دنی

دنی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمی یاد. برا همین نامه رو پاره کرد.

نامه شماره دو

سلام خدا
اسم من دنیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده .
دنی

اما دنی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پارش کرد.

نامه شماره سه

سلام خدا
اسم من دنی هست. درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم.
     دنی

 

دنی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین پارش کرد. تو فکر فرو رفت . رفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا. مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه باش.

دنی رفت کلیسا. یکمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مادر مقدس رو کش رفت ( دزدید ) و از کلیسا فرار کرد.

بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.

نامه شماره چهار

سلام خدا مامانت پیش منه. اگه می خواییش، واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده....!!            دنی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زندگی

نویسنده :straker
تاریخ:یکشنبه هشتم خردادماه سال 1390-01:43 ق.ظ

***********************

این روزا عمر عاشقی دوروزه
ایشالا پیر عاشقی بسوزه

بلا به دور از این دلای عاشق

که جمعه عاشقند و شنبه فارغ!

گذاشته روی میز من ، یه پوشه

که اسم عشق‌های بنده توشه

زری، پری،‌سکینه، زهره، سارا

وجیهه و ملیحه و ثریا

نگین و نازی و شهین و نسرین

مهین و مهری و پرند و پروین

چهارده فرشته و سه اختر

دولیلی و سه اشرف و دو آذر
سفید و سبزه ، گندمی و زاغی

بلوند و قهوه‌ای و پرکلاغی ...

هزار خانمند توی این لیسچچچت

با عده‌ای که اسم‌شون یادم نیست!

گذشت دوره‌ای ?ه ما یکی بود

خدا و عشق آدما یکی بود

نامه مجنون به حضور لیلی

می‌رسه اینترنتی و ایمیلی!

شیرین می‌ره می‌شینه پیش فرهاد

روی چمن تو پارک بهجت ‌آباد

زلفای رودابه دیگه بلند نیست

پله که هس ، نیازی به کمند نیست

تو کوچه ، ‌غوغا می‌کنند و دعوا

چهار تا یوسف سر یک زلیخا!

نگاه عاشقانه بی‌فروغه

اگر می‌گن: «عاشقتم» دروغه

تو کوچه‌های غربی صناعت

عشقو گرفتن از شما جماعت

کجا شد اون ظرافت و کرشمه

نگاه دزدکی کنار چشمه؟

کجا شد اون به شونه تکیه کردن

کنار جوب آب ، گریه کردن

دلای بی‌افاده یادش به خیر

دخترکای ساده یادش به خیر

من از رکود عشق در خروشم

اگر دروغ می‌گم ، بزن تو گوشم

تو قلب هیشکی عشق بی‌ریا نیست

حجب و حیا تو چشم آدما نیست

کشته دلبرند و ارتباطش

فقط برای برخی از نکاتش!

پرنده پر ، کلاغه پر ، صفا پر

صداقت از وجود آدما ، پر

دلا! قسم بخور ، اگر که مردی

که دیگه گرد عاشقی نگردی

ما توی صحبت رک و راستیم داداش

عشق اگه اینه ، ما نخواستیم داداش

**********************



نوع مطلب : طنز  باغبانی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات(28)() 

طنز

نویسنده :محسن شیردل
تاریخ:یکشنبه بیست و چهارم بهمنماه سال 1389-11:19 ق.ظ

 

سلام دوستای عزیز.یه مدت نبودم.معزرت می خوام.ببینیت چی آوردم.یه شعر طنز که خیلی

توپه.یعنی نخونید واقعا ...

نصف عمرت در فناست

پریروزا توی خیابون بودم

تو کوچه پس کوچه ها ویلون بودم

یهو چشم خورد به خر مش کرم

گفتم آقا خره سلام٬ نوکرم

ببینمت حال و حولت چطوره؟

کسب و کارت٬ وضع پولت چطوره؟

حاج خانومت شکر خدا که خوبن؟

کره خرا٬ تاج سرا که خوبن؟

بنده خدا دلش حسابی خون بود

گوشاش مث بربری آویزون بود

گف چی بگم خوشت بیاد پسر جون

سهمیه بندی شده ینجه هامون

هفته ی پیش از توی آخور من

کره خرا سهمیه مو دزدیدن

حالا باید جو بخوریم باد کنیم

جفتک و چارگوش٬ داد و فریاد کنیم

وضع جوونامون که خیلی خیته

خوب خوبشون کره خر حاجیته

اونم که هی ژل می ماله به یالش

شب می خوابه می ماله روی بالش

کره های نر که همه مفنگی

همه هروئینی٬ حشیشی٬ بنگی

تو کوچه ها همش به هم می پرن

آبروی هرچی خره می برن

بعضیاشون که دیگه خیلی خرن

عشق  لاون٬ مخالف عرعرن

عرعر اگه یه خورده گوش خراشه

اصالت و خریتم باهاشه

کره های ماده که هردمبیلن

بعضیاشون حسابی مخ تعطیلن

دم به ساعت با خودشون ور میرن

تقی به توقی می خوره در می رن

پالون کوتاه تنشون می کنن

نره خرا رو چش چرون می کنن

آره عمو خرم خرای قدیم

نمونشون کره خر مش رحیم

همش سرش تو درس و تو کتاب بود

نه عشق لاتی بود و نه اهل دود



نوع مطلب : طنز 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قصه ی...

نویسنده :فرشاد حسینی
تاریخ:شنبه یازدهم دیماه سال 1389-10:21 ب.ظ

                                  


ادامه مطلب

نوع مطلب : طنز 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()