تبلیغات
باغبانی89 - سیبیلوها
تو هرگز تنها نخواهی ماند...

سیبیلوها

نویسنده :فرشاد حسینی
تاریخ:دوشنبه بیست و دوم دیماه سال 1393-09:29 ب.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Foot Complaints
سه شنبه سوم مردادماه سال 1396 08:36 ب.ظ
I know this web site gives quality depending content
and extra data, is there any other website which offers such data in quality?
Victoria
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشتماه سال 1396 02:06 ق.ظ
There is definately a great deal to find out about this topic.
I really like all the points you've made.
manicure
شنبه دوم اردیبهشتماه سال 1396 09:16 ق.ظ
Whats up very cool site!! Guy .. Excellent ..
Superb .. I'll bookmark your web site and take the feeds also?

I am happy to seek out so many useful information right here within the
put up, we need work out more techniques on this regard,
thanks for sharing. . . . . .
BHW
شنبه دوم اردیبهشتماه سال 1396 07:44 ق.ظ
Greate pieces. Keep posting such kind of information on your site.
Im really impressed by your blog.
Hey there, You've done an incredible job.
I will certainly digg it and in my opinion recommend to my friends.
I am sure they'll be benefited from this site.
manicure
سه شنبه پانزدهم فروردینماه سال 1396 10:25 ق.ظ
Hi there to every body, it's my first pay a visit of this website; this webpage includes amazing and actually excellent material in support of visitors.
manicure
سه شنبه پانزدهم فروردینماه سال 1396 05:50 ق.ظ
Hi there to every body, it's my first visit of this weblog; this weblog consists of amazing and really excellent data
in support of visitors.
بهروز
دوشنبه ششم بهمنماه سال 1393 12:34 ب.ظ
این شخصیت بزرگوار من بودم...
حسین
یکشنبه پنجم بهمنماه سال 1393 03:30 ب.ظ
من که نبودم .... یعنی اصلا تو ماجرا نبودم
mohsen
سه شنبه سی ام دیماه سال 1393 08:59 ب.ظ
merci farshad
فرشاد
شنبه بیست و هفتم دیماه سال 1393 02:18 ب.ظ
بگو بهروز جان
فقط ماجرا رو خودت مفصل تر توضیح بده
بهروز
جمعه بیست و ششم دیماه سال 1393 09:23 ب.ظ
فرشاد اجازه هست نام این انسان گل روزگار و عزیز قلب بچه ها رو بگم...
فرشاد
چهارشنبه بیست و چهارم دیماه سال 1393 01:06 ق.ظ
پوریا جان اون بنده خدا یکی از این سبیل کلفتاس، خودش هم شاهده!
پوریا
چهارشنبه بیست و چهارم دیماه سال 1393 12:23 ق.ظ
البته یکی ازین سیبیل کلفتام ..........
پوریا
چهارشنبه بیست و چهارم دیماه سال 1393 12:22 ق.ظ
فرشاد به این زودی یادت رفته اون که یکی از دخترا بود دقیق یادمه
بهروز
سه شنبه بیست و سوم دیماه سال 1393 11:55 ب.ظ
سلام
اون پیامی که نوشته شرط می بندم پوریاست و پیام بالایش از ادریسه که اسم نذاشته....ادریسه...شناسایش کردم خجالت بکش با این سبیلت اسمتو بنویس
m&b
سه شنبه بیست و سوم دیماه سال 1393 11:17 ب.ظ
حسین شده مثل یکی از شخصیت هایی که تو فیلم رییس علی دلواری بود
سه شنبه بیست و سوم دیماه سال 1393 09:57 ب.ظ
مدیر وبلاگ ...
ای چه وضعیه دیگه...
کدایی که میده برا ارسال پیام مبهمه باید چند بار بزنم تا یکیش درست در بیاد و پیام ارسال شه...
سه شنبه بیست و سوم دیماه سال 1393 09:53 ب.ظ
حاضرم شرط ببندم کار پوریا بوده
سه شنبه بیست و سوم دیماه سال 1393 08:53 ب.ظ
فرشاد
سه شنبه بیست و سوم دیماه سال 1393 08:08 ب.ظ
بهروز شده شبیه دکتر ... اسمش یادم نمیاد( علف هرز)
بهروز
سه شنبه بیست و سوم دیماه سال 1393 05:17 ب.ظ
فرشاد چرا عکس خودتو با سبیل نذاشتی...گلم جیگرم عسلم..عشقم دیگه از این کارا نکن یعنی خودتو از ما جدا نکن باشه عمویی
بهروز
سه شنبه بیست و سوم دیماه سال 1393 05:14 ب.ظ
سلام
فرشاد بترکی پکیدم از خنده
حال دادی اساسی فرشاد...
یاد دوران بخیر چه روزایی پر احساس و قشنگی داشتیم ترمای اول...'بهروز در حال تاسف و حسرت'
خیلی باحال شده سبیل گذاشتی بچه ها مردتر شدن...باورم نمیشه یه روزی قراره بچه ها یه روزی زن بسونن...هاهاها
حالا سوالی که مطرحه و فرشاد گفته...بنده جوابشو می دونم ولی برا اینکه بچه ها حدس بزنن...نمیگم
جدای ز این بحث...
اولین بگو و مگوی دوستانه گل پسرای باغبانی ۸۹ پنج شنبه
می بینمتون...
2m
سه شنبه بیست و سوم دیماه سال 1393 04:06 ب.ظ
چرا اینطوری؟!!
بهنام ولی خیلی مرد شده!
m&b
سه شنبه بیست و سوم دیماه سال 1393 01:52 ب.ظ
سیبیل به هیچ کدوممون نمیاد
سعید
سه شنبه بیست و سوم دیماه سال 1393 11:58 ق.ظ
فقط سیبیل منو پر رنگ کرده
سعید
سه شنبه بیست و سوم دیماه سال 1393 11:48 ق.ظ
این ممد تو نظرشو که گفته پاهاش سنگینه بخاطر پوتیناشه
دوشنبه بیست و دوم دیماه سال 1393 10:27 ب.ظ
راستی الان مرخصی ساعتی گرفتم
برم که دیگه داره دیرم میشه
و اینکه معلوم نیست که بازم بتونم بیام پس پیشاپیش اگه حرفی زدین و نتونستم جوابتون بدم ...
.
.
.
.
هیچی دیگه نمیتونم جواب بدم
shahedi
دوشنبه بیست و دوم دیماه سال 1393 10:24 ب.ظ
من نبودم
استدلال : سال اول اگه گل رز دم دست من بود گلبرگهاش رو میخوردم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر