تبلیغات
باغبانی89 - هفته دفاع مقدس
تو هرگز تنها نخواهی ماند...

هفته دفاع مقدس

نویسنده :فرشاد حسینی
تاریخ:سه شنبه دوم مهرماه سال 1392-10:47 ب.ظ

هفته دفاع مقدس گرامی باد

ما گرفتار هوا و هوسیم
همه خو كرده به دام و قفسیم
گر رخ دوست همان قبله بُوَد
ما به دنبالِ وصال چه كسیم؟

این همه بند، كه بر پا زده ایم

ره نپوییم و به جایى نرسیم
عمر، گر طول كشد همچون نوح
دور باشد كه به یاران برسیم
خیل یارانِ سفركرده ما
میوزیدند سبك، همچو نسیم
موج بودند و به دریا رفتند
ما همه مانده به ساحل چو خسیم
عشق آن بود، كه آنها گفتند
ما كماكان اسیر هوسیم

(جانباز عباسعلی غلامی)

 

 

دانلود




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Foot Complaints
سه شنبه سوم مردادماه سال 1396 09:19 ب.ظ
Hi there, all is going fine here and ofcourse every one is
sharing facts, that's genuinely excellent, keep up writing.
manicure
یکشنبه سوم اردیبهشتماه سال 1396 12:28 ب.ظ
A motivating discussion is definitely worth comment.
There's no doubt that that you ought to write more about this subject, it might not
be a taboo matter but typically people do not discuss such
subjects. To the next! Many thanks!!
manicure
شنبه دوم اردیبهشتماه سال 1396 11:42 ب.ظ
Wow, marvelous blog layout! How lengthy have you ever
been running a blog for? you made blogging glance easy.

The entire look of your website is excellent, let alone the content!
manicure
چهارشنبه بیست و سوم فروردینماه سال 1396 12:09 ق.ظ
Do you mind if I quote a couple of your posts as long as I provide credit and sources back to your
weblog? My blog is in the very same area of interest as yours and my users would definitely benefit
from a lot of the information you present here. Please let me know if this
okay with you. Appreciate it!
یکشنبه هفتم مهرماه سال 1392 09:26 ق.ظ
در جواب تشکر بود
بهروز
شنبه ششم مهرماه سال 1392 11:45 ب.ظ
""ولی خواهش می کنم""
منظورتون چی بوده؟
بهروز
شنبه ششم مهرماه سال 1392 11:35 ب.ظ
""ولی خواهش می کنم""
منظورتون چی بوده؟
m&b
شنبه ششم مهرماه سال 1392 11:22 ب.ظ
حسین تو هنوز داری سر اسم نوشتن داری دعوا میکنی
شنبه ششم مهرماه سال 1392 07:22 ب.ظ
راسی یادم رفت ی چیز بگم.

خیلی از شهدا این قدر روحشون بلند بود و به قول معروف سیماشون وصل بود که این روزا رو میدیدن.

خوشا به حالشون.


خنده بر لب میزنم تا کس نفهمد راز من

ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت
شنبه ششم مهرماه سال 1392 07:10 ب.ظ
اسم ننوشتن مهم نیست.متن مهم بود.

آز نویسنده اصلیش "شهید باکری"باید تشکر کرد.
ولی خواهش میکنم.
حسین
شنبه ششم مهرماه سال 1392 03:34 ب.ظ
نظر حمید باکری خوب بود اگه الهی کپک بزنی که اسمت ننوشتی
بهروز
شنبه ششم مهرماه سال 1392 12:43 ق.ظ
متنی که درمورد شهید حمید باکری نوشته شده که رزمندگان و به 3دسته تقسیم میکنه عالی بود از نویسندش ممنونم.
m&b
جمعه پنجم مهرماه سال 1392 05:40 ب.ظ
چرا نشه مثل شهدا زندگی کرد؟؟
ما میتونیم با خوندن زندگی نامه شهدا از کارهای اونا درس بگیریم واگه نتونیم مثل اونا زندگی کنیم حداقل میتونیم یه ذره از کارهایی رو که اونا انجام میدادن انجام بدیم
m&b
جمعه پنجم مهرماه سال 1392 05:29 ب.ظ
چرا نشه مثل شهدا زندگی کرد؟؟
ما میتونیم با خوندن زندگی نامه شهدا از کارهای اونا درس بگیریم واگه نتونیم مثل اونا زندگی کنیم حداقل میتونیم یه ذره از کارهایی رو که اونا انجام میدادن انجام بدیم
جمعه پنجم مهرماه سال 1392 10:54 ق.ظ
شهید حمید باکری;دعاکنید خداوند شهادت رانصیب شما کند,در غیر این صورت زمانی فرا میرسد که جنگ تمام میشود و رزمندگان امروز سه دسته میشوند:
دسته ای به مخالفت با گذشته خود برمیخیزند
و از گذشته خود پشیمان میشوند!دسته ای راه بی تفاوتی را بر میگزینند
و در زندگی مادی غرق میشوند و همه چیز را فراموش میکنند
و دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند
و احساس مسئولیت میکنند که از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند کرد
پس از خدا بخواهید که با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و جزء دسته سوم ماندن بسارسخت و دشوار خواهد بود.
پنجشنبه چهارم مهرماه سال 1392 08:53 ب.ظ

واقعا میشه مثل شهدا زندگی کنیم؟
؟؟
راسی نتونسیمم دانلود کنیم.ولی ممنون از یادآوری<هفته دفاع مقدس> و هم مطلبتون.
پنجشنبه چهارم مهرماه سال 1392 10:35 ق.ظ
ما گرفتار هوا و هوسیم
همه خو کرده به دام و قفسیم
گر رخ دوست همان قبله بود
ما به دنبال وصال چه کسیم...
محسن
چهارشنبه سوم مهرماه سال 1392 06:16 ب.ظ
فرشاد خوبه ولی چرا نوشته ها بهم ریخته هست؟
m&b
چهارشنبه سوم مهرماه سال 1392 02:20 ب.ظ
بیایید همیشه به یاد شهدا باشیم ومثل شهدا زندگی کنیم
حسین
چهارشنبه سوم مهرماه سال 1392 11:41 ق.ظ
پندار ما این است که شهدارفته اند و ما مانده ایم در حالی که شهدا مانده اند و زمانه ما را با خود برده است...
ایول فرشاد جون دوست دارم یه عالمه اگه الان پیشم بودی یه بوست میکردم
بهروز
سه شنبه دوم مهرماه سال 1392 11:31 ب.ظ
بسم رب المهدی
مردان غیور قصه ها برگردید
یکبار دگر به شهر ما برگردید
دیروز به خاطر خدا می رفتید
امروز به خاطر خدا برگردید

بی شک شاید همتون شهدا رو بی اعتنا از کنارشون رد بشین در صورتی که به گردن ما حق دارن
بهروز
سه شنبه دوم مهرماه سال 1392 11:31 ب.ظ
بسم رب المهدی
مردان غیور قصه ها برگردید
یکبار دگر به شهر ما برگردید
دیروز به خاطر خدا می رفتید
امروز به خاطر خدا برگردید

بی شک شاید همتون شهدا رو بی اعتنا از کنارشون رد بشین در صورتی که به گردن ما حق دارن
سه شنبه دوم مهرماه سال 1392 10:09 ب.ظ
خاطره ای از شهید به روایت همسرش:
شهادتش دل خیلی ها را شکست بخصوص برادرش مهدی را،و به خصوص وقتی که یادش می افتاد مهمات به دستش نرسیده و تنها توی آن محاصره مانده...
سه شنبه دوم مهرماه سال 1392 10:05 ب.ظ
شهید حمید باکری قائم مقام لشکر 31 عاشورا،که جنازش تو هور رفت و دیگه پیدا نشد.
برادرش، شهید مهدی باکری،سر لشکر 31 عاشورا،یک سال بعد از شهادت حمید،جنازش تو اروند رفت و دیگه بر نگشت.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر