تو هرگز تنها نخواهی ماند...

تولد تولد

نویسنده :
تاریخ:پنجشنبه ششم تیرماه سال 1392-12:00 ق.ظ

محمد
جووووووووووون
تولدت
مبااااارررررررررررررککک


نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
فرشاد
دوشنبه دهم تیرماه سال 1392 01:03 ق.ظ
منم نمره ی امتحان دومیم فک کنم کم شده!
بیشتر از اینا توقع داشتم.
ولی کی دیگه حوصلش میشه بره دانشگاه؟!
بهروز
یکشنبه نهم تیرماه سال 1392 11:33 ق.ظ

بحث تقلبی حین جلسه با داشتن سوال امتحان قبل از شروع امتحان فرق داره

گفتم که قضاوت حسین اشتباهه

ولی حرکات اشتباهی که از امثال شماها سر میزنه دیگه زشته اگه خدا بخواد دیگه سال آخرمون داره شروع میشه باید سنجیده باهم برخئرد کنین بحث شوخی جداست شکر خدا در بین تمام رشته های ورودی خودمون همچین آقایونب با همچین اخلاقی و یکدستی و شوخ طبعی ندیدم و حتی بقیه هم اذعان دارن
یکشنبه نهم تیرماه سال 1392 11:08 ق.ظ
واقعا جدی گرفتین!! شوخی بودا.تازه خودشون گفتن کپی زدیم وحاضرن قسم بخورن کشکی نمره داده.هرکی بود دور از جون سوءظن پیدا میکرد.
بهروز عزیز
یکشنبه نهم تیرماه سال 1392 10:51 ق.ظ
نگین تقلب شده دیروز پیش دکتر بودم حسین (شنبه) انصافا دقیق تصحیح می کرد. تهمت نزنین نه به دکتر ه به ما دانشجویانی کهخوب نمره گرفتیم آخه بعضیا یه سری حرفا بعد از امتحان زدند که به نظر من به دور از معرفتشون بود آره شما رو میگم.
بهروز گل
یکشنبه نهم تیرماه سال 1392 10:46 ق.ظ
داداش گلم محمد جون روزی که به دنیا اومدی تمام گنجیشکای عالم نغمه سر دادند و تولدت و ورودت رو به این زمین خاکی به عالم تبریک گفتن .منم اون روز باشکوه رو بهت تبریک میگم .
به امید موفقیت
یکشنبه نهم تیرماه سال 1392 10:43 ق.ظ
تقلب!!!
حسین
یکشنبه نهم تیرماه سال 1392 10:38 ق.ظ
راستی نمرات سبزی زده
حاظرم قسم بخورم کشکی نمره داده من و پوریا کپی هم زدیم ولی نمره هامون زمین تا آسمون فرق داره
حسین
یکشنبه نهم تیرماه سال 1392 10:34 ق.ظ
ای محسن بی ادب یادم باشه فلفل بریزم دهنت دیگه بی ادبی نکنی
محسن
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 05:06 ب.ظ
حسین کپک این که گفتی حالا چه ربطی داشت!!!!!!!؟
حسین (مطلب زیر با دقت بخونید)
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 01:39 ب.ظ
زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند.
روز بعد زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت:
«لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید.
هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت:
«یاد گرفته چطور لباس بشوید.
مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!»
زندگی هم همینطور است.
وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از چه زاویه ای در حال نگاه کردن هستیم .
به‌جای قضاوت کردن شاید لازم است قبلا چشمان خود را تمیز کنیم !
حسین
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 01:12 ب.ظ
سلام به همگییییییییی
محمد تولدت مبارک ان شاالله زیر سایه امام زمون عاقبت به خیر بشی
راستی از همگی تشکر همتون چه نظرات زیبایی درباره ی امام زمان (عج) دارین من که استفاده کردم
m&b
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 10:46 ق.ظ
محمد جون خودت میدونی که این روزا زندگی یه زن و4تا بچه رو چرخوندن خرج داره بعد من که پیشت نیستم که کادو بهت بدم سوما حالا اگه پیشت بودم یه ادامس از این خرسی ها میخریدم ادامسه رو خودم میخوردم چاپش رو بهت میدادم
shahedi
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 10:24 ق.ظ
در ضمن از دوست خوش قلبم آقای شیردل تشکر میکنم هم به خاطر کارش و هم به خاطر اون لحظه ای که وقتی تاریخ تولدم رو فهمید یادداشتش کرد تا روزش که رسید دلم رو شاد کنه
shahedi
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 09:47 ق.ظ
ممنون تبریک خشک و خالی که نمیشه یه کادویی یه جورابی ....
فرشاد
پنجشنبه ششم تیرماه سال 1392 07:20 ب.ظ
تولدت مبارک
saeed
پنجشنبه ششم تیرماه سال 1392 01:22 ب.ظ
Mohammad jun tavalodt mobarak va enshalah harchy omr mikoni ba ezat bashe
پنجشنبه ششم تیرماه سال 1392 11:02 ق.ظ
تولدت مبارکککککک1000سال عمر کنی
محسن
پنجشنبه ششم تیرماه سال 1392 10:58 ق.ظ
ممد جون همیشه امیدوارم شاد و موفق باشی البته شاد بودن همیشه نیس ولی بیشتر لحظات زندگی منظورم هست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 31 تا 48