تبلیغات
باغبانی89 - امام زمان (عج)
تو هرگز تنها نخواهی ماند...

امام زمان (عج)

تاریخ:دوشنبه سوم تیرماه سال 1392-10:19 ق.ظ

یک روز می افتد ؛


آن اتفاق خوب را می گویم ...


من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛


هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ...



السلام علیک یا صاحب الزمان


 



نوع مطلب : عاشقانه  مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What causes pain in the back of the heel?
سه شنبه بیست و هشتم شهریورماه سال 1396 04:48 ق.ظ
Thanks , I've recently been searching for information approximately this subject for a while and
yours is the greatest I have came upon so far. But, what in regards to the conclusion? Are you positive concerning the
supply?
What do you do for Achilles tendonitis?
پنجشنبه شانزدهم شهریورماه سال 1396 05:15 ق.ظ
I visited various web sites except the audio feature for audio songs present at this site is
truly wonderful.
Can you stretch to get taller?
سه شنبه دهم مردادماه سال 1396 02:18 ق.ظ
It's a shame you don't have a donate button! I'd most certainly donate to
this superb blog! I guess for now i'll settle for bookmarking and
adding your RSS feed to my Google account. I look forward to
fresh updates and will talk about this site with my Facebook group.
Talk soon!
BHW
شنبه دوم اردیبهشتماه سال 1396 05:07 ب.ظ
Hi there to all, as I am in fact eager of reading this webpage's post to be
updated on a regular basis. It contains nice data.
manicure
شنبه دوم اردیبهشتماه سال 1396 04:57 ق.ظ
WOW just what I was looking for. Came here by searching for manicure
یکشنبه سوم شهریورماه سال 1392 11:29 ق.ظ
تا در ره عشق او مجرد نشوی
هرگز زخود خویش بی خود نشوی
دنیا همه بند توست بر درگه او
در بند قبول باش تا رد نشوی
یکشنبه سیزدهم مردادماه سال 1392 12:52 ب.ظ
احیا گذشت و شب دیدار نیامد

این جمعه هم از دست شد و یار نیامد

دل خون شد و یوسف سر بازار نیامد

بس دیده به ره مانده و دلدار نیامد

چشمان به ره مانده سراغ از که بگیرند

وقت است که جامانده ز هجر تو بمیرد

سخت است که از محضر تو دور بمانم

وز روی چو خورشید تو مهجور بمانم

تا کی ز فرامین تو معذور بمانم

در دوستی ات وصله ناجور بمانم

عمری ز رهت مانده ام و عار ندارم

حتی به سحر دیده بیدار ندارم

اعمال من مدعی انگار خراب است

با روزه ناخالص من کار خراب است

حال دل من لحظه افطار خراب است

حال سحرم همچو شب تار خراب است


اصلا نکند نیمه شبم مال خدا نیست

یا چشم و دلم هیچ به دنبال خدا نیست

هم سفره ذکر تو نشد یک سحر من

قران شب احیا نشد تاج سر من

توبه ز قنوتی که نشد بال و پر من

یک بار حلال تو نشد چشم تر من

العفو من انگار فراتر ز لبم نیست



مرضی رضای تو مگر نیمه شبم نیست

در پیش نگاه تو از این روی خجل ,آه

از دست و زبان و قدم و دیده دل ,آه



از تنگی و از تیرگی خانه گل ,آه




در لحظه یاری تو از حال کسل,آه

ای وای اگر از ره تو باز بمانم

در باز کن انگونه که همراز بمانم

مردیم زهجران تو ای یار کجایی

گفتیم سحر یا دم افطار بیایی

بد نیست کمی با دل ما راه بیایی
یکشنبه ششم مردادماه سال 1392 02:54 ب.ظ
ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪﯾﺪﯼوﻧﻤﯽداﻧﺴﺘﯽ ﻣﻦ ﺑﻪ ﭼﻪ دﻟﻬﺮه از ﺑﺎﻏﭽﻪ ﯼ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺳﯿﺐ را دزدﯾﺪم
ﺑﺎﻏﺒﺎن از ﭘِﯽ ﻣﻦ ﺗﻨﺪ دوﯾﺪ ﺳﯿﺐ را دﺳﺖ ﺗﻮ دﯾﺪ
ﻏﻀﺐ آﻟﻮد ﺑﻪ ﻣﻦ كرد ﻧﮕﺎه ﺳﯿﺐ دﻧﺪان رده از دﺳﺖ ﺗﻮ اﻓﺘﺎد ﺑﻪ ﺧﺎك
و ﺗﻮ رﻓﺘﯽ و ﻫﻨﻮز ،
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻫﺴﺖ كه در ﮔﻮش من آرام آرام
ﺧﺶ ﺧﺶ ِﮔﺎم ﺗﻮتكراركنان ، ﻣﯽ دﻫﺪ آزارم
و ﻣﻦ اﻧﺪﯾﺸﻪ كنان ﻏﺮق
ِدر اﯾﻦ ﭘﻨﺪارم
كه ﭼﺮا ﺧﺎﻧﻪ كوﭼﻚ ﻣﺎ ﺳﯿﺐ ﻧﺪاﺷﺖ....
پنجشنبه سوم مردادماه سال 1392 11:43 ب.ظ
می گفت ستاره سهیل شده
دیگری می گفت :اصلا کجاست
سومی می گفت نه بابا اگه آقا زنده بود که این قدر گرفتار و بدبخت نبودیم
همه این حرفها رو شنید .در دلش افسوس خورد و بعد پنهانی گریه کرد........
m&b
پنجشنبه سوم مردادماه سال 1392 01:14 ب.ظ
بشین تا بیام!!!!!!!!!!!!
چهارشنبه دوم مردادماه سال 1392 04:07 ب.ظ
در راه رسیـدن بــه تـــو گـیـرم کــه بـمـیـــــــرم

اصـلا بــه تـــو افـتـــاد مـسـیـرم کــه بـمـیـــــرم


یـک قـطـره ی آبــــم کــه در انـدیـشـه ی دریــــا

افـتـادم و بـــایـد بـپـذیــرم کـــــه بـمـیـــــــــــرم


یا چـشـــــم بـپـوش از من و از خـویـش برانــــــم

یــا تـنــگ در آغــــــوش بـگـیـرم کــــه بـمـیــــرم


ایـن کـوزه تـرک خـورد چـه جـای نـگـرانـیـسـت؟!

مــن سـاخـتـه از خـــــــاک کـویـرم کــه بـمـیــرم


خــامـوش نـکـن آتـــــــــــش افــروخـتـــــه ام را

بـگـذار بـمـیــرم کــه بـمـیــرم کــــه بـمـیــــرم !

"خیلی تنهام آقا بیا"

بهروز
چهارشنبه دوازدهم تیرماه سال 1392 08:20 ب.ظ
سلام گلانم
اعلام حضور
shahedi
سه شنبه یازدهم تیرماه سال 1392 07:55 ب.ظ
یکمم آدم خودش در این مورد فکر کنه بد نیست
دوشنبه دهم تیرماه سال 1392 07:50 ب.ظ
بحث در رابطه با مهدویت و ظهور و سوالهای مربوط به اون زیاده و هر کسی ممکنه براش سوال پیش بیاد.
ولی جای بحثش تو وبلاگ نیست.
من از چند نفر پرسیدم ی چند تا کتاب گفتن تو این زمینه خوبه اگر کسی وقت کرد و علاقه داشت بخونه.

نگین آفرینش-موعودنامه-میر مهر-کتاب انتظار عامیانه عالمانه عارفانه از آقای پناهیان.
m&b
دوشنبه دهم تیرماه سال 1392 11:55 ق.ظ
حسین وبهروز شما هم بیایید فداغ ولی اینقدر هوا گرمه که ......سقط میشه شما که جای خود دارید
ولی اگه میایید قدمتون روچشم همه ی بچه ها با هم بیایید
حسین
دوشنبه دهم تیرماه سال 1392 08:36 ق.ظ
سلام به همگیییییییییییی
ای محسن چشم سفید
بهروز
دوشنبه دهم تیرماه سال 1392 12:22 ق.ظ
دست درد نکنه محسن واقعا دست درد نکنه
محسن
یکشنبه نهم تیرماه سال 1392 09:23 ب.ظ
بهروووز دیوانه هستیاااا
حسین، راس میگه چیکار بهمن داری خودت کور بشی
بهروز
یکشنبه نهم تیرماه سال 1392 11:00 ق.ظ
وبلاگ داره داغ میشه ولی حواستون باشه مثل سال اول نشههههه

بهمن راستی حسین راس میگه کور میشیا البته منو حسین داریم میایم فداغ گفتم بگم که راضی هستیم گوسفند بکشی برامون دیگه نمیخاد شتر ذبح کنی میوفتی تو زحمت
بهروز
یکشنبه نهم تیرماه سال 1392 10:56 ق.ظ
تو ای صفای ضمیرم چرا نمی آیی؟
چرا بهانه نگیرم چرا نمی آیی؟
اگر حجاب ظهور تو وجود تار من است
خدا کند که بمیرم چرا نمی آیی؟

***تبریک به محبان***
حسین
یکشنبه نهم تیرماه سال 1392 10:32 ق.ظ
اصلاح میکنم:
کور میشی
حسین
یکشنبه نهم تیرماه سال 1392 10:31 ق.ظ
بترکی محسن 24 ساعته تو وبلاگی کرو میشیا
محسن
یکشنبه نهم تیرماه سال 1392 10:21 ق.ظ
خب شروع کننده خودشما باشید اسمتون رو بذارید ضمنا خانم صفرزاده و قاجار با اسم کامنت میذارن
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 10:10 ب.ظ
نظرهای جالبی بود ممنون.خیلی وقت بود وبلاگ نیومدم.ولی خیلی خوب شده.ولی اسم خانم ها تو نظرات نبود.خیلی نظر بی اسم بود.نمیدونم !ولی اگه خانم ها هستن لطفا با اسم بذارید تا ما هم بتونیم اسممون رو بزاریم.
حسین
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 01:42 ب.ظ
چشم
البته برنامه ریزی کنید همه بیان تمام سوالات پاسخ میدم شخصی و غیر شخصی
خواهشا با اسم بزارین
سعید خبرم کن
حسین
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 01:08 ب.ظ
مچت گرفتم کیه تو وبلاگ که اسم نمی زاری زود باش دستا بالا خودت معرفی کن
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 01:04 ب.ظ
چه خبر شده!!کی توهین کرده
بگین تا خودم حسابش برسم
محسن
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 11:36 ق.ظ
محمد خونسرد باش چرا میزنی
نظر من توهین امیز بود؟؟؟؟
اینکه چرا امام باید بیاد من چنتا دلیل دارم که بعدا بهت میگم چون نمی دونم درسته یا نه اینجا نمینویسم
shahedi
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 10:18 ق.ظ
لازم شد یکم از خودم دفاع کنم چون بعضی از نظراتی که نوشتین یکم توهین آمیزه.
من در حد توانم خدمت میکنم چه قبل از ظهور چه بعد از ظهور و برام هیچ فرقی نداره ,اگه میبینید که با حرف زدنم داد نمیزنم که یار امامم چون یه جامعه شیعه هستیم و یار امام بودن برای آدم ارزش و احترام زیادی توی نظر عوام میاره.
دوست دارم ارزش و احترامم به خاطر کارهام باشه نه به خاطر یه ادعای پوچ

دوست ندارم از خدا و امامم پله بسازم برای بالا رفتن توی چشم مردمی که پشم نمی ارزن
shahedi
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 09:51 ق.ظ
ترس از چی؟؟؟
برای دونستن دلیل ناراحتی من به این سوال جواب بدین
چراامام ظهور میکنه؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30