تبلیغات
باغبانی89 - چگونه دیوانه شویم؟
تو هرگز تنها نخواهی ماند...

چگونه دیوانه شویم؟

نویسنده :محسن شیردل
تاریخ:جمعه دوازدهم اسفندماه سال 1390-11:08 ق.ظ

البته هر چند نشانه هایی در بعضی ها مشاهده شده  ولی برای خبره شدن تو این کار

* از رفتگر محله عیدی بگیرید.

* سی دی قفل دار رو بشکنین تا قفلش باز بشه.
* جوراب های کثیف رو به پره های پنکه ببندید و پنکه را روشن کنید.
* با هندوانه یه قل دو قل بازی کنین !
* به دوست دکترتون بگین : مرض جدید چی داری ؟!
* نصف شب زنگ بزنید به اورژانس و بگویید: من مرض دارم ، بیاین منو ببرید!
* روز بازی پرسپولیس با استقلال، وسط تماشاچی ها بنشینید و با صدای بلند، ابومسلم را تشویق کنید !
* هفت تیری بذارید رو شقیقه راننده مترو و بگید یالا برو دبی.
* پیراهن را روی کت بپوشید.
* دقت کنید وقتی در مهمونی براتون نوشیدنی آوردند همه را اندازه بگیرید و بزرگترین رو انتخاب کنید تا کلاه سرتون نره.
* ماست را با چنگال بخورید.
* زنگ در خونه ها رو بزنین بعد وایسین ببینید چی میشه.
* سر جلسه کنکور بهترین وقت برای تخمه شکستنه.
 * برای روز اول دانشگاه روپوش مدرسه بپوشید و کیف جومونگ به پشتتون آویزان کنید.(البته هرچند دیر شده شاید خدای نکرده تغییر رشته دادین)
* سرتون رو به جای شامپو با سنگ پا بشورین تا خوب تمیز بشه.
 * جزوه های کلاسیتون رو با دوات و قلم نی بنویسید.(قابل توجه کسانی که فکر میکنند بعضی ها جزوه نمینویسند شاید ...)
* داخل خیابان بلندگو دستی بگیرید و بگید “پژو بزن کنار وگرنه گازت می گیرم”
* دم در ورودی دانشگاه چند قالب صابون بذارید.
* توی رستوران های باکلاس ته بشقابتون رو لیس بزنید .
* توی عروسی کراوات مهمونها رو با قیچی ببرید و در برید
* ۱۰۰ تا قرص ویتامین c بخورید و بگید خود کشی کردم
* وقتی رئیستون حرف با مزه ای زد بزنید پس کله اش و بلند بلند بخندید
* تو خیابون داد بزنید : هی خره ! بعد هر کی برگشت بهش بگید مگه به خودت شک داری
* تو مترو محکم بزنید پس گردن بغلیتون و بعد که برگشت بلند بزنید زیر خنده
* کمربندتون رو به عنوان دم پشتتون وصل کنید و برید تو جامعه بچرخید
* از قصد تصادف کنید
 * تو یه برج بیست طبقه تو آسانسور بمونید و هی برید طبقه ۲۰ و برگردید پایین(تو پردیس نه!)
* اگه پلیس مدارک ماشین رو خواست تحویلش بدید و بپرید برید سوار ماشینش بشید و در برید
* از پیف پاف به جای عطر استفاده کنید
* وقتی با کسی مشغول صحبت هستید آدامستان را در آورده و به دماقش بچسبانید
* روی زمین صاف مدام زمین بخورید
* از نرده پله های محل کارتان سر بخورید
* به جای جوراب دستکش پایتان کنید و صندل لا انگشتی بپوشید
* روی زیر شلواری راه راه کمربند ببندید
* به خودتان لاستیکی ببندید
* چای را توی نعلبکی ریخته و دراز بکشید و آنرا هورت بکشید
* توی گرمای تابستان پالتو بپوشید و از سرما بلرزید
* از پشت شیشه ماشین برای همه بیخود و بی جهت شکلک در بیاورید
* توی جلسات مهم آدامستان را باد کرده و بترکانید
* در جشن تولدهای کودکان فامیل دوره بیافتید و هر چه بادکنک می بینید بترکانید
* روی قرمه سبزی سس قرمز بریزید و پنیر رنده کنید

نوع مطلب : خودمونی  طنز 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
manicure
یکشنبه سوم اردیبهشتماه سال 1396 05:13 ق.ظ
I don't even know how I ended up here, but I thought this post was good.
I do not know who you are but certainly you are going to a famous blogger
if you are not already ;) Cheers!
manicure
سه شنبه بیست و دوم فروردینماه سال 1396 08:02 ب.ظ
If you are going for finest contents like I do, just pay a visit this web
page all the time as it presents feature contents, thanks
m&b
پنجشنبه هفدهم فروردینماه سال 1391 10:26 ق.ظ
اون کارها روننوشتم که خودت بنویسی حالا نمیخام بگم که تمام فلفلهای رو میز رو میریزی تو غذای بچه ها...
shahedi
چهارشنبه شانزدهم فروردینماه سال 1391 09:50 ب.ظ
اینا چیه نوشتی ورداشتی کارای روزانه منو نوشتی بعد میگی هر کی این کارا رو بکنه دیونست
ولی خوشم اومد حداقل از کارام تو سلف چیزی ننوشتی
m&b
چهارشنبه شانزدهم فروردینماه سال 1391 11:16 ق.ظ
ای وای الان فهمیدی من دیوانه ام همین کارا میکنی که بهت میگن دیوانه
من خیلی وقته دیوانه ام وبازم دوست دارم باشم
shahedi
سه شنبه پانزدهم فروردینماه سال 1391 01:15 ب.ظ
دیوانه خودتی؟
m&b
شنبه سیزدهم اسفندماه سال 1390 06:34 ب.ظ
اینا رو نوشتم تا برا کسایی که نمیدونن یا کسایی که یادشون رفته واز همه مهمتر اینکه که خلاقیتتون روبه کار بگیرید وچند تاازاین کارها رو برامون بگید
راستی جاسی و ادی دیگه کیه؟
منتظر نظرهاتون هستیم
mohsen
شنبه سیزدهم اسفندماه سال 1390 04:42 ب.ظ
injoor mavared bein khodemun ziade yekish khodet
جاسی
شنبه سیزدهم اسفندماه سال 1390 11:55 ق.ظ
اورین
سعید
شنبه سیزدهم اسفندماه سال 1390 11:54 ق.ظ
وا یعنی همچین چیزی هم ممکنه یعنی داریم اقا محسن
ادی
شنبه سیزدهم اسفندماه سال 1390 11:53 ق.ظ
سلام محسن افرین عالیه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر