تبلیغات
باغبانی89 - اهل دانشگاهم...
تو هرگز تنها نخواهی ماند...

اهل دانشگاهم...

نویسنده :فرشاد حسینی
تاریخ:سه شنبه یکم شهریورماه سال 1390-05:17 ب.ظ

روزگارم خوش نیست گریه کردن
ژتونی دارم ، خرده پولی ، سر سوزن هوشی
دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید
دوستانی هم چون من مشروط
و اتاقی که که همین نزدیکی است ،پشت آن کوه بلند.

اهل دانشگاهم !
پیشه ام گپ زدن است. 
گاه گاهی هم می نویسم تکلیف،می سپارم به شما
تا به یک نمره ناقابل بیست که در آن زندانی است،
دلتان تازه شود – چه خیالی – چه خیالی
می دانم که گپ زدن بیهوده است.
خوب می دانم دانشم کم عمق است.

اهل دانشگا هم،
قبله ام آموزش ، جانمازم جزوه ، مُهرم میز 
عشق از پنجره ها می گیرم.
همه ذرات مُخ من متبلور شده است. 
درسهایم را وقتی می خوانم
که خروس می کشد خمیازه
مرغ و ماهی خوابند.

استاد از من پرسید : چند نمره ز من می خواهی ؟
من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند ؟ 
پدرم استاتیک را از بر داشت و کوئیز هم می داد.

خوب یادم هست
مدرسه باغ آزادی بود.
درس ها را آن روز حفظ می کردم در خواب 
امتحان چیزی بود مثل آب خوردن.
درس بی رنجش می خواندم.
نمره بی خواهش می آوردم.
تا معلم پارازیت می انداخت همه غش می کردند
و کلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت. 
درس خواندن آن روز مثل یک بازی بود. 
کم کمک دور شدیم از آنجا ، بار خود را بستیم.
عاقبت رفتیم دانشگاه ، به محیط خس آموزش ،
رفتم از پله دانشکده بالا ، بارها افتادم. 

در دانشکده اتوبوسی دیدم یک عدد صندلی خالی داشت.
من کسی را دیدم که از داشتن یک نمره۱۰دم دانشکده پشتک می زد. 
دختری دیدم که به ترمینال نفرین می کرد.
اتوبوسی دیدم پر از دانشجو و چه سنگین می رفت. 
اتوبوسی دیدم کسی از روزنه پنجره می گفت «کمک»! 
سفر سبز چمن تا کوکو،
بارش اشک پس از نمره تک،
جنگ آموزش با دانشجو، 
جنگ دانشجویان سر ته دیگ غذا،
جنگ نقلیه با جمعیت منتظران،
حمله درس به مُخ،
حذف یک درس به فرماندهی رایانه،
فتح یک ترم به دست ترمیم،
قتل یک نمره به دست استاد،
مثل یک لبخند در آخر ترم،
همه جا را دیدم.

اهل دانشگاهم!
اما نیستم دانشجو. 
کارت من گمشده است.
من به مشروط شدن نزدیکم، گریه کردن

آشنا هستم با سرنوشت همه دانشجویان،
نبضشان را می گیرم
هذیانهاشان را می فهمم،
من ندیدم هرگز یک نمره۲۰، 
من ندیدم که کسی ترم آخر باشد
من در این دانشگاه چقدر مضطربم.

من به یک نمره ناقابل۱۰خشنودم 
و به لیسانس قناعت دارم.
من نمی خندم اگر دوست من می افتد.
من در این دانشگاه در سراشیب کسالت هستم.
خوب می دانم کی استاد کوئیز می گیرد
اتوبوس کی می آید،
خوب می دانم برگه حذف کجاست.

هر کجا هستم باشم،
تریا،نقلیه،دانشکده از آن من است.
چه اهمیت دارد، گاه می روید خار بی نظمی ها

رختها را بکنیم ، پی ورزش برویم،
توپ در یک قدمی است
و نگوییم که افتادن مفهوم بدی است !
و نخوانیم کتابی که در آن فرمول نیست.
و بدانیم اگر سلف نبود همگی می مردیم!
و بدانیم اگر جزوه استاد نبود همه می افتادیم! 

و بدانیم اگر نقلیه نبود همگی می مانیم
و نترسیم از حذف و بدانیم اگر حذف نبود می ماندیم.
و نپرسیم کجاییم و چه کاری داریم
و نپرسیم که در قیمه چرا گوشت نیست 
و اگر هست چرا یخ زده است.
بد نگوییم به استاد اگر نمره تک آوردیم.
کار ما نیست شناسایی مسئول غذا،
کار ما شاید این است که در حسرت یک صندلی خالی،
پیوسته شناور باشیم.
..


نوع مطلب : طنز 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How does Achilles tendonitis occur?
سه شنبه چهارم مهرماه سال 1396 07:15 ب.ظ
It's hard to find well-informed people on this topic,
but you sound like you know what you're talking about!
Thanks
How long do you grow during puberty?
شنبه یکم مهرماه سال 1396 04:17 ب.ظ
Hello, i think that i saw you visited my web site
thus i came to “return the favor”.I am trying to find
things to enhance my web site!I suppose its ok to use a few of your ideas!!
foot issues
دوشنبه بیست و هفتم شهریورماه سال 1396 02:14 ق.ظ
We're a group of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your site offered us with valuable info to work on. You have done a formidable job and our whole community will be grateful
to you.
What makes you grow taller during puberty?
سه شنبه دهم مردادماه سال 1396 03:24 ق.ظ
This info is invaluable. How can I find out
more?
ramonitacalin.wordpress.com
یکشنبه هشتم مردادماه سال 1396 12:24 ب.ظ
I'm really enjoying the theme/design of your blog. Do you ever run into any internet browser compatibility problems?
A small number of my blog audience have complained about my site not operating correctly in Explorer but looks great in Chrome.
Do you have any suggestions to help fix this problem?
BHW
شنبه دوم اردیبهشتماه سال 1396 08:41 ب.ظ
Hi there, i read your blog from time to time and i own a similar one and i was just
wondering if you get a lot of spam remarks? If so how do you stop it,
any plugin or anything you can recommend? I get so much lately it's
driving me mad so any assistance is very much appreciated.
manicure
سه شنبه بیست و دوم فروردینماه سال 1396 04:35 ب.ظ
Your way of explaining all in this post is truly good, every
one be able to without difficulty understand it, Thanks a lot.
alireza
پنجشنبه بیست و هشتم مهرماه سال 1390 12:13 ب.ظ
vaghean lezat bordam damet garmmmmmmmmmmm
perans
یکشنبه بیستم شهریورماه سال 1390 09:37 ب.ظ
اهل دانشگاهم
قبله ام استاد است
جانمازم نمره !
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست
من نمی‌دانم که چرا می‌گویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار
و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید
باید از مردم دانا ترسید !
باید از قیمت دانش نالید !
وبه آن‌ها فهماند
که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم
perans
یکشنبه بیستم شهریورماه سال 1390 09:35 ب.ظ
اهل دانشگاهم
رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی‌ست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب !
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب
shafie
سه شنبه پانزدهم شهریورماه سال 1390 03:50 ق.ظ
شعرجالبی بود.ممنون
m&b
شنبه پنجم شهریورماه سال 1390 12:22 ق.ظ
منم همینو میگم هرکیه؟
محسن
جمعه چهارم شهریورماه سال 1390 05:08 ب.ظ
من کاری به کارش ندارم اتفاقا حال می کنم که کسی اینجوری اذیت کنه
m&b
جمعه چهارم شهریورماه سال 1390 01:29 ب.ظ
محسن چیکار این نظر دهنده ها داری؟
fوکه پروندی رفت چیکار این یکی داری حالا هرکیه یکی است دیگه از من وتودیگه ....
محسن
جمعه چهارم شهریورماه سال 1390 01:00 ب.ظ
m such as....!? خیلی تابلو هستی همون f هستی اسمتو می ذاشتی f3اینجوری قشنگتر بود
m such as....!?
جمعه چهارم شهریورماه سال 1390 10:30 ق.ظ
فرشاد بچه میترسونی؟

f as vaghti ke man amadam tarsid farar kard
m such as....!?
جمعه چهارم شهریورماه سال 1390 10:30 ق.ظ
فرشاد بچه میترسونی؟

f as vaghti ke man amadam tarsid farar kard
m&b
پنجشنبه سوم شهریورماه سال 1390 11:59 ب.ظ
مگه این شعرو خودت نگفتی ؟
ای بابا منو باش فکر کردم این شعر خودت گفتی
فرزانه
پنجشنبه سوم شهریورماه سال 1390 11:34 ب.ظ
شعرجالبی بود!حالاکسی که این شعر روگفته ازدانشگاه راضی بوده یا نه!؟
پریسا
پنجشنبه سوم شهریورماه سال 1390 09:35 ب.ظ
سلام
خیلی جالب وقشنگ بود.یه خورده بعضی جاهاش آدمو ناامیدمیکرد...
آقای حسینی این شعرروخودتون گفتید؟؟
محسن
چهارشنبه دوم شهریورماه سال 1390 11:04 ب.ظ
خوشحالم کردی
کدوم نظرها بهم نمی خوره!!؟غول چراغ جادو سلام داره خدمتت
محسن
چهارشنبه دوم شهریورماه سال 1390 05:30 ب.ظ
خواهشا اسم fنیارید حالا که اون کوتاه اومده دوباره تحریکش نکنید
پاسخ فرشاد حسینی : محسن اصلا این پیام ها که میدی و نظر ها که میذاری بهت نمی خوره.
نکنه کار غول چراغ جادو هس؟
m such as....!?
چهارشنبه دوم شهریورماه سال 1390 03:07 ب.ظ
in f va f2 har ki hast khyli dost dare yazdi harf bezaneha
پاسخ فرشاد حسینی : ول کن بابا.
باز می خوای کل بندازی؟
سعید٢٣
چهارشنبه دوم شهریورماه سال 1390 02:59 ب.ظ
nice***!
پاسخ فرشاد حسینی : نه بابا هس .
همین جوریه باور کن!!!!!
m&b
چهارشنبه دوم شهریورماه سال 1390 12:39 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
و بدانیم اگر جزوه استاد نبود همه می افتادیم! ولی اینجا باید مینوشتی وبدانیم اگر جزوه دخترها نبود همه می افتادیم!
پاسخ فرشاد حسینی : اینو به شاعرش بگو محسن جان
محسن
چهارشنبه دوم شهریورماه سال 1390 12:21 ق.ظ
خوش بحالت استعداد شعر داری
راستی هنوز چیزم نکردی؟
پاسخ فرشاد حسینی : من حوصله گفتن این جور شعرا رو ندارم.
اگه منظورت اینه: آره حلالت کردم!
m
سه شنبه یکم شهریورماه سال 1390 06:54 ب.ظ
kheily bahal bodbadbakht sorab sepehri age midonest gharare betaghlid az sheresh in kara ro konand aslan sher nemigoft
پاسخ فرشاد حسینی : سهراب چه می خواست چه نمی خواست باید شعر می گفت.
دست خودش نبود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر