تبلیغات
باغبانی89
تو هرگز تنها نخواهی ماند...

کسب درامد از طریق sms یا سامانه پیام کوتاه به صورت رایگان

نویسنده :straker
تاریخ:سه شنبه یازدهم مردادماه سال 1390-10:47 ق.ظ

سلام به همه ی بچه های باغ وغیر باغ

با عضویت در سیستم و فعال سازی اکانت خود، به ما این امکان را میدهید که برایتان پیامک های تبلیغاتی ارسال کنیم. 

نحوه فعالیت  به این صورت است که از مشتریانی که سفارش ارسال پیامک میدهند مبلغی را به ازای هر پیامک دریافت میکنند، مبلغ مذکور پس از کسر هزینه های ارسال، به حساب کاربرانی که پیامک برایشان ارسال شده است در سایت افزوده میشود.

این مبلغ در حال حاضر به ازای هر پیامک دریافتی 10 تومان در نظر گرفته شده است.

  آتیش زدم به مالم بیا ثبت نام کن

برای ثبت نام کلیک کنید



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مراحل مختلف زندگی یك شخص..

نویسنده :پریسا زارع
تاریخ:یکشنبه نهم مردادماه سال 1390-06:08 ب.ظ

زندگی من از 9 ماهگی تا 90 سالگی :


پس از 9 ماه ورجه وورجه متولد شدم !


یک سالگی : در حالیکه عمویم من را بالا و پایین می‌انداخت و هی می‌گفت گوگوری مگوری ، یهو لباسش خیس شد !


چهارسالگی : در حین بازی با پدرم مشتی محکم بر دماغش زدم و در حالیکه او گریه می‌کرد ، من می‌خندیدم ! نمی‌دانم چرا ؟!


هفت سالگی : پا به کلاس اول گذاشتم و در آنجا نوشتن جملاتی از قبیل آن مرد آمد ، آن مرد با BMW آمد !!!! را یاد گرفتم !


نه سالگی در حین فوتبال توی کوچه شیشه همسایه را شکستم ولی انداختم پای !!! پسر همسایه  ! بنده خدا سر شب یک کتک مفصل از باباش خورد تا دیگر او باشد که شیشه همسایه را نشکند و بعدش هم دروغکی اصرار کند که من نبودم پسر همسایه بود که الکی انداخت پای من !!!


دوازده سالگی : به دوره راهنمایی و یک مدرسه جدید وارد شدم در حالی که من هنوز به اخلاق ناظم آنجا آشنا نشده بودم ولی ناظم آنجا کاملا به اخلاق من آشنا شده بود و به همین خاطر چندین و چند منفی انضباط گرفتم ! البته به محض اینکه به اخلاق ایشان آشنا شدم چند پلاستیک پفک در لوله اگزوز ماشینش فرو کردم !


هجده سالگی : در این سال من هیچ درسی برای کنکور نخواندم ولی در رشته ی میخ کج کنی واحد بوقمنچزآباد ( البته یکی از شعب توابع روستاهای بوقمنچزآباد ) قبول شدم !!


بیست و چهار سالگی : در این سال دانشگاه به اصرار مدرک کاردانی‌ام را که هنوز نیمی‌از واحدهایش مانده بود تا پاس شود ، به من داد !!!!


بیست و شش سالگی : رفتم زن بگیرم گفتند باید یک شغل پردرآمد داشته باشی . رفتم یک شغل پردرآمد داشته باشم ، گفتند باید سابقه کار داشته باشی . رفتم دنبال سابقه کار که در نهایت سابقه کار به من گفت : بی خیال زن گرفتن !!!


سی و سه سالگی : بالاخره با یکی مثل خودمون که در ترشی قرار داشت ! قرار مدارهای ازدواج و خواستگاری و عقد و بله برون و ... رو گذاشتیم !

چهل و یک سالگی : در این سال گل پسر بابا که می‌خواست بره کلاس اول ، دوتا پاشو کرده بود تو یه کفش که لوازم التحریر دارا و سارا می‌خوام بردمش لوازم التحریری تا انتخاب کنه !


شصت و شش سالگی : تمام دندانهایم را کشیده بودم و حالا باید دندان مصنوعی می‌خریدم . به علت اینکه حقوق بازنشستگی ما اجازه خریدن دندان مصنوعی صفر کیلومتر !!! را نمی‌داد ، دندان مصنوعی پدربزرگ همکلاسی سابقم رو که تازه به رحمت خدا رفته بود !!! برای حداکثر بیست سال اجاره کردم .معلوم بود که این دندان مصنوعی ها یک بار هم مسواک نخورده ولی خوبیش این بود که حداقل شب ها یک لیوان آب یخ بالای سرم بود !


هفتاد و هشت سالگی : به علت سن بالای من و همسرم ، پسرانمان ( بخوانید عروسهایمان ) ما را به خانه هایشان راه نمی‌دادند


هشتاد و پنج سالگی : بلافاصله بعد از خوردن یک کله پاچه ی درست و حسابی دندان مصنوعی ها را به ورثه دادم تا دندانهایش را بین خودشان تقسیم کنند !


نود سالگی : همه فامیل در مورد اینکه من این همه عمر کرده بودم ، زیادی حرف می‌زدند و فردای همین حرفهای زیادی بود که به طور نا بهنگامی ‌خدا بیامرز شدم !!!

(همین جافرارسیدن ماه مبارك رمضان رو به همتون تبریك میگم واینكه دراین روزهای پربركت همدیگر روهم ازدعای خیرتون بهرمندكنید..)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

صندلی داغ...

نویسنده :فرشاد حسینی
تاریخ:دوشنبه سوم مردادماه سال 1390-09:01 ب.ظ

اینم یه صندلی خوشگل واسه آقا بهنام.

فقط مراقب باش جیز نشی!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

معمایی كه مایكروسافت نمیتواندحل كند!!!

نویسنده :محمد شاهدی
تاریخ:پنجشنبه سی ام تیرماه سال 1390-02:53 ق.ظ

1 - نمیشه فولدری با اسم CON رو ذخیره كرد

2- كلیك راست =>  new text document  حالا این جمله رو تایپ كنید Bush hid the facts بعد ذخیرش كنید و پوشه رو ببندین  و دوباره باز كنید .... 

3 - ورد (WORD)  رو باز كنید و این كلمه رو تایپ كنید و اینتر رو بزنید

=rand (200, 99)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

.......

نویسنده :straker
تاریخ:چهارشنبه بیست و دوم تیرماه سال 1390-08:46 ب.ظ





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیامیدانستید؟...

نویسنده :پریسا زارع
تاریخ:چهارشنبه پانزدهم تیرماه سال 1390-11:02 ب.ظ

آیامیدانستید فقط یک نفرازیک میلیاردنفربیش از116سال عمرمی کند.

آیامیدانستید متداول ترین نام دردنیامحمداست.

آیامیدانستید روزتولد شماحداقل با 9 میلیون نفردیگریکی است.

آیامیدانستید زنان تقریبا 2 برابرمردان چشمک میزنند.

آیامیدانستید شمانمیتوانیدباحبس کردن نفستان خودکشی کنید.

آیامیدانستید مورچه هابعد ازمرگ بعلت سم پاشی به پهلوی راست می افتند.

آیامیدانستید لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد.

آیامیدانستید صندلی الکتریکی رایک دندان پزشک اختراع کرد.

آیامیدانستید خوک ها به دلیل فیزیک بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند.

آیامیدانستید ایران به 30 کشورجهان تسهیلات نظامی صادر میکند.

آیامیدانستید که در زیمبابوه ازهر 5 نفریکی مبتلا به ایدزاست.

آیامیدانستید که مارمیتواند تانیم ساعت بعد ازقطع شدن سرش نیش بزند.

آیامیدانستید بیشترهواپیماها صندلی شماره 13 راندارند.

آیامیدانستید که55%سوانح هوایی درزمان نشستن هواپیماو30%درهنگام برخاستن هواپیمارخ میدهد.

آیامیدانستید آب دریا بهترین ماسک زیبایی پوست میباشد.

آیامیدانستید هرتکه کاغذرابیش از 9 بار نمیتوان تا کرد.

آیامیدانستید که گوش وبینی درتمام طول عمرانسان درحال رشد اند.

آیامیدانستید اولین مردانی که نخ راکشف کردند وموفق به ریسیدن آن شدند ایرانی ها بودند.

آیامیدانستید فقط پشه ماده نیش میزند وازپروتئین خون مکیده شده جهت تخمگذاری استفاده میکند.

آیامیدانستید هرچشم مگس دارای ده هزار عدسی هست.

آیامیدانستید مقاومت موش صحرایی دربرابر بی آبی بیشتر ازشتر است.

آیامیدانستید جمعیت میمون های هند بالغ بر 5 میلیون است.

آیامیدانستید گربه وسگ هرکدام 5 گروه خونی دارند وانسان 4 گروه خونی دارد.

آیامیدانستید اسب ها درمقابل گاز اشک آورمصون اند.

آیامیدانستید کوههای آلپ درسال حدود یک سانتی متربلند میشوند.

آیامیدانستید جنین بعدازهفته هفدهم خواب هم میتواند ببیند.

آیامیدانستید اولین اتومبیل رامظفرالدین شاه قاجاروارد ایران کرد.

آیامیدانستید زرافه میتواند بازبانش گوش هایش راتمیز کند.

آیامیدانستید درشیلی منطقه ای وجود دارد که1000 سال است باران نباریده است.

آیامیدانستید که 1300کره زمین درسیاره مشتری جای میگیرد.

آیامیدانستید همه ی نوزادان میگو نرمتولد میشوند وبعدازچند هفته بخشی ازنوزادان به ماده تبدیل میشوند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گل قورباغه‌ای

نویسنده :سعید نوروزی
تاریخ:شنبه یازدهم تیرماه سال 1390-09:20 ق.ظ

گل قورباغه‌ای از خانواده ASCLEPIADACEAE است. این گیاه دائمی و گوشتی دارای ساقه‌های سبز تیره و دندانه‌داری است كه گاهی برگ‌های كوچكی روی آنها ظاهر شده و مجدداً می‌ریزند. گل قورباغه‌ای حداكثر 10 سانتی‌متر بلندی دارد و به محلی نیم سایه و خاك سبك با زهشی خوب نیاز دارد. گل‌ها در تابستان و پائیز ظاهر می‌شوند و به شكل ستاره می‌باشند.

این گل‌ها در رنگ‌های مختلف و دارای لكه‌های زرد، ارغوانی یا قرمز مایل به قهوه‌ای می‌باشند. حداقل دمای قابل تحمل برای گل قورباغه‌ای 11 درجه سانتی‌گراد است. ضمناً اگر گیاه دارای رشد خوبی باشد می‌شود بهار هر سال گلدان آن را عوض كرد بنابراین نیازی به كوددهی در طول سال نخواهد داشت. تكثیر از طریق كاشت بذر یا قلمه‌های سایه در بهار یا تابستان امكان‌پذیر است.







ادامه مطلب

نوع مطلب : باغبانی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خدا

تاریخ:پنجشنبه نهم تیرماه سال 1390-06:03 ب.ظ

شبی خواب دیدم با خدا كنار ساحل قدم میزنم،رد پای هردوی ما روی ساحل بود،وقتی برگشتم و به گذشته نگاه كردم دیدم در موقع سختی تنها یك رد پا كناره ساحل است، پس به خدا گله كردم وگفتم:خدایا چرا در موقع سختی مرا تنها گذاشتی، خدا لبخندی زد و گفت :فرزندم در آن موقع تو بر دوش من بودی.



به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه كن . كسی هست كه عاشقانه تو را می نگرد و منتظر توست . اشكهای تو را پاك می كند و دستهایت را صمیمانه می فشارد . تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت  و اگر باور داشته باشی می بینی ستاره ها هم با تو حرف می زنند . باور كن كه با او هرگز تنها نیستی. فقط كافیست عاشقانه به آسمان نگاه كنی.



   به ذره گر نظر لطف بوتراب کند              به اسمان رود و کار افتاب کند



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع نگاه!

نویسنده :فانوس
تاریخ:چهارشنبه هشتم تیرماه سال 1390-02:06 ب.ظ

حجم سنگین زندگی باعث شده بیشتر به بودنم بیاندیشم و بیشتر احساسش کنم. من، هر روز تمام باغچه را می کنم و  خاکش را بیرون می ریزم ریشه ی گل ها را نـوازش می کنم و بعد طی یـک مراسم سکوت، گل ها را به خـانه شان باز می گردانم و بدین ترتیب آنهـا روز به روز با طـراوت تر می شوند چون هر روز بیشتر ارزش خاک زیر پای خود را احساس می کنند و می فهمند که با آنکه تمام زیبایی باغچه به گلهایش است، و کسی به زیبایی خاک توجهی ندارد اما مادر باغچه خاک است ... آری گل ها می فهمنـد که آنها فقط تجلی زیبایـی هستند و زیبایـی واقعی در دیگر سو  است، جایی که هیچ کس نمی بیند مگر کسانی که حسش کنند. اگر دست من بود ،بعد از اینکه گلها باز شدند آنها را سر و ته می کاشتم،تا کمی بتوانم از ریشه ها قدر دانی کنم و بهشان بفهمانم که چقدر مهم هستند ؛ تا وقتی کله ی گل زیبا به خـاک خورد و ما تحتش به هوا رفت، لذت ببرم از درسی که به او داده ام! من با افتـخار تمام کلکسیون ریشـه هایم را  به نمایشگاه گلهای رنگارنگ می برم تا به انسان های بی ریشـه بفهـمانم ذات مهمتر از ظاهر است و گل زیـباست، بخاطر ذات پاکش، ریشـه های سخاوتمندش، مادر بزرگوارش و حسی که به همه مـی دهد؛ زمانی که نگاهش می کنند و این همه بخشندگی ای که دارد ...

آری، من هر روز "  نگاه آدم ها به زندگی  "   را به خود  "  معنای زندگی  "   سنجاق میکنم و برای همین است، که حجمش هر روز بیشتر  می شود و وزنش، هر روز کمتر و کمتر...............................




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مطلب رمز دار : صندلی داغ...

نویسنده :فرشاد حسینی
تاریخ:جمعه سوم تیرماه سال 1390-10:17 ب.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزارش لحظه به لحظه بعد از خوردن یک نوشابه!!

نویسنده :پریسا زارع
تاریخ:پنجشنبه دوم تیرماه سال 1390-06:51 ب.ظ

10 دقیقه بعد:

10 قاشق چای خوری شكر وارد بدنتان میشود،میدانید چرا با وجود خوردن این حجم شكر دچار استفراغ نمی‌شوید؟چون

اسید فسفریك،طعم آن را كمی میگیرد و شیرینی اش را خنثی میكند.

20 دقیقه بعد:

قند خونتان بالا میرود و منجر به ترشح ناگهانی و یكجای انسولین می شود،كبدتان شروع میكند به تبدیل قند به چربی تا قند خون بیشتر از این بالا نرود.

40 دقیقه بعد:

حالا دیگه جذب كافئین كامل شده،مردمكهای چشم گشاد می شود،فشار خونتان بالا میرود و در پاسخ به این حالت،كبدتان قند را به داخل جریان خون رها می‌كند.گیرنده های آدنوزین مغز حالا بلوك می شوند تا از احساس خواب آلودگی جلوگیری كنند.

45 دقیقه بعد:

ترشح دوپامین افزایش پیدا میكند و مراكز خاصی در مغز حالت سرخوشی ایجاد میكنند،تحریك میشوند.این همان مكانیسمی است كه در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی می‌شود.

60 دقیقه بعد:

اسید فسفریك موجود در نوشابه،داخل روده كوچك،به كلسیم،منیزیم و روی میچسبد.متابولیسم بدن افزایش پیدا میكند.میزان بالای قند خون و شیرین كننده های مصنوعی،دفع هر چه بیشتر كلسیم را از طریق ادرار باعث می‌شوند.


مدتی بعد:


كافئین در نقش یك داروی مدر (ادرار آور) وارد عمل میشود.حالا دیگر كلسیم و منیزیم و رویی كه قرار بود جذب بدن شود،بیش از پیش از طریق ادرار دفع می‌شوند و به همراه آن مقادیر زیادی آب،سدیم و دیگر الكترولیت ها نیز از دست می‌رود.

مدتی بعدتر:

كم كم آن غوغایی كه در بدنتان ایجاد شده بود فروكش می‌كند و نوبت به افت قند می‌رسد.در این مرحله یا خیلی حساس و تحریك پذیر میشوید یا خیلی كرخت و بی حال.حالا دیگر تمام آن آبی را كه از طریق نوشابه وارد بدن خود كرده بودید دفع كرده اید،آبی كه میشد به جای اسید و كافئین و شكر ،حاوی مواد مفیدی برای بدنتان باشد.تا چند ساعت بعد اثر كافئین هم از بین میرود و شما هوس یك نوشابه دیگر میكنید.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دنی

نویسنده :محمد شاهدی
تاریخ:چهارشنبه یکم تیرماه سال 1390-01:04 ب.ظ

کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. دنی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟

دنی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده .

نامه شماره یک

سلام خدای عزیز اسم من دنی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی .          دوستار تو  دنی

دنی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمی یاد. برا همین نامه رو پاره کرد.

نامه شماره دو

سلام خدا
اسم من دنیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده .
دنی

اما دنی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پارش کرد.

نامه شماره سه

سلام خدا
اسم من دنی هست. درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم.
     دنی

 

دنی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین پارش کرد. تو فکر فرو رفت . رفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا. مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه باش.

دنی رفت کلیسا. یکمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مادر مقدس رو کش رفت ( دزدید ) و از کلیسا فرار کرد.

بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.

نامه شماره چهار

سلام خدا مامانت پیش منه. اگه می خواییش، واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده....!!            دنی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سلام خداحافظی

تاریخ:دوشنبه سی ام خردادماه سال 1390-02:56 ب.ظ

"""ادامه مطلبو بزن تا ببینی چیه"""


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

.............

نویسنده :محمد شاهدی
تاریخ:جمعه بیست و هفتم خردادماه سال 1390-10:43 ب.ظ

بعد از دیدن عکسها حس خوبی بهم دست داد امیدوارم که شما هم بعد از دیدنشون احساس خوبی داشته باشین


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روز پدر

نویسنده :صدای سکوت
تاریخ:چهارشنبه بیست و پنجم خردادماه سال 1390-11:26 ق.ظ

 

پدر ای وجودم از تو
                                قدرت و توان گرفته
ای که از دم نفسهات
                                هستی من جان گرفته
پدر ای که از تو جاری
                                خون زندگی تو رگهام
ای که از نور دو چشمت
                                نور زندگی به چشمام
پدر امروز به پاهام
                                دیگه نای رفتنی نیست
جز دریقی رو لبهام
                                دیگه حرف گفتنی نیست
پدر ، پیچ و خم راهم
                                نمیخوام بی راهه باشه
گل سرخ آرزوهام
                                توی فکر غنچه باشه
پدر دست یاری تو
                                اگه دستامو نگیره
کوره راه رفتن من
                                مثل شبهام میشه تیره

تبریک به کسی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی و…

بسیار سخت است … پدرم روزت مبارک . . .

 



نوع مطلب : عاشقانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :13
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...